ميزبان پرسيد :
« قشنگ يعني چه ؟ »
ـــ « قشنگ يعني تعبير عاشقانه ي اشكال
و عشق ؛ تنها عشق
ترا به گرمي يك سيب مي كند مأنوس .
و عشق ؛ تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد ؛
مرا رساند به امكان يك پرنده شدن . »

ـــ « چرا گرفته دلت ؛ مثل انكه تنهايي . »
ـــ « چقدر هم تنها ! »
ـــ « خيال مي كنم
دچار ان رگ پنهان رنگ ها هستي . »
ـــ « دچار يعني ...»
ـــ « عاشق »
ـــ « و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهي كوچك ؛ دچار ابي درياي بيكران باشد .

دچار بايد بود
وگرنه زمزمه ي حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد .

عشق
صداي فاصله هاست .
صداي فاصله هايي كه ... »
ـــ « غرق ابهامند . »
ـــ « نه ؛
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ ؛ مي شوند كدر .

هميشه عاشق تنهاست